تبلیغات
گفته ها و ناگفته های وحی - ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت اول )

ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت اول )

یکشنبه 1 دی 1392 04:56 ب.ظ   نویسنده : علی آقاپور      



مقدمه: مسألة نسخ در قرآن دارای اهمیت و ارزش حیاتی در حوزة فقه، اصول فقه، کلام و تفسیر است و بدون این علم، استنباط احکام وفهم مقاصد خداوندی در قرآن، امکان پذیر نخواهد بود. هر مسلمانی که بخواهد با مضامین آیات قرآنی آشنا شود، لازم است معنی و مفهوم ناسخ و منسوخ در آیات قرآنی را بداند.

امام على(ع) به آگاهى بر ناسخ و منسوخ اهمیت فراوانى مى دادند و از جمله شروط خطابه, قضاوت و تفسیر قرآن را آگاهى بر ناسخ و منسوخ قرآن معرفى مى کردند. در روایتى نقل شده است:
على(ع) از قاضى پرسید: آیا ناسخ و منسوخ قرآن را مى شناسى؟
گفت: نه.
امام(ع) بدو فرمود: خود تباه شده اى و مردم را نیز به تباهى مى كشى.

امام صادق (ع) به یكی از فقیهان كوفه فرمود: «تو را فقیه مردم عراق می گویند؟» گفت: آری فرمود: «در فقاهت خود از كدام منبع بهره می گیری؟» گفت: از قرآن و سنت پیامبر(ص)! فرمود: «آیا از كتاب خدا به درستی شناخت داری و آیا ناسخ را كاملا از منسوخ جدا می سازی؟» گفت: آری ! فرمود: «علم گسترده ای ادعا كرده ای، چیزی را كه خداوند تنها نزد شایستگان قرار داده است»

اینکه آیا در آیات قرآن کریم آیه اى و یا آیات منسوخ وجود دارد یا نه؟ از کهن ترین دل مشغولی هاى مفسران بوده است, کسانى از پیشینیان و پسینیان چون ابومسلم اصفهانى و شیخ عبدالمتعال جبرى و علامه سید مرتضی عسگری ,  ناسخ و  منسوخ را در آیات قرآنى انکار کرده اند و کسانى چون نحاس و… دامنه ان را بس گسترده اند برخى مانند آیت الله العظمى خویى به حداقل رسانده اند.

از صدر اسلام برای از رده خارج ساختن احکام قرآن و حتی نشان دادن رسوخ تحریف در قرآن مسابقۀ شومی راه افتاد ، ابتدا اعلام شد که آیه ای  در مورد رضاعه نازل شده بود که متن آیه را بز خورده و در قرآن وجود ندارد ولی حکمش باقی است. سپس گفته شد آیاتی نازل شده بود که از بین رفته و از حکمش هم خبری نیست. این دو نوع از نسخ به علت این که بوی تحریف قرآن از آن استشمام می شود، مورد قبول عقل نمی باشد، اما نوعی از نسخ هم وجود دارد که قرائت آیه باقی است ولی با آمدن آیۀ ناسخ حکم آیه از بین می رود. این نوع از نسخ تا امروز مورد توجه شیعه و سنی بوده و بحث های زیادی هم در آن صورت گرفته است. از جمله نحاس 138 آیه از قرآن را نام می برد که نسخ شده اند سیوطى بر آن است كه 19 مورد نسخ صریح در قرآن مجید وارد شده است . زرقانى 22 آیه مشهور به منسوخه بودن را مشروحا یاد كرده و توضیح داده است . و علامه طباطبایی معتقد به نسخ 5 آیه و آیۀ الله خویی معتقد به نسخ فقط یک آیه هستند و علمایی چون علامه عسگری معتقدند که در قرآن آیه ای نداریم که منسوخ شده باشد. و این نظریه که در آیات قرآن آیات ناسخ و منسوخی وجود ندارد، به تدریج جایگاه خودش را در بین مسلمانان باز می کند، به طوری که محققین دانشگاه الازهر مصر از این نظر دفاع کرده اند.

البته یهودیان هم منکر نسخ هستند و ایراد آنان به نسخ این است كه مى گویند خداوند عـالـم مطلق و علام الغیوب است و همه كلیات و جزئیات گذشته و حال و آینده را مى داند, چرا حـكـمى مى فرستد كه بعد آن را تغییر دهد؟ البته این نوع نسخ منافاتی با علم خدا ندارد چرا که خداوند از اول می دانست که این دین ها موقتی بوده و توسط دین بعدی نسخ خواهند شد.

اما کسانی از بزرگان شیعه که با نسخ مخالفت کرده اند همه بالاتفاق معتقد به نسخ ادیان سابق توسط دین بعدی هستند، ولی مخالفت این بزرگواران در این است که نسخ به معنی از بین رفتن حکم آیه ای توسط آیۀ دیگر و باقی ماندن لفظ  آیه در قرآن اتفاق نیافتاده است.

دشمنان اسلام در هر زمان به دنبال خدشه در آیات قرآن بوده اند و بحث ناسخ و منسوخ بهترین فرصتی را برای آنان فراهم کرده که با استفاده از گفتار خود مسلمانان به هدف شوم خود برسند. اعلام وجود آیات منسوخه در قرآن نه تنها مخالفت با یهود نیست ، بلکه خوشایند یهودی ها نیز می باشد.؛ چرا که آنان با این کار به دو هدف می رسند، هدف اول این که ادعای مسلمانان مبنی بر ابدی بودن قرآن و نداشتن تناقض بین آیات آن و راه نیافتن باطل در قرآن را زیر سئوال میبرند. دوم این که با افزودن هر آیۀ ناسخی حکم آیه ای از قرآن را منسوخ کرده و آن را از دسترس مسلمانان خارج می سازند. لذا اعتقاد به عدم وقوع نسخ در قرآن نه تنها در مسیر خواسته های دشمنان قسم حوردۀ اسلام نیست، بلکه مخالف هدف آنان می باشد. و به تعبیر استاد شهید مطهری یهود از دو راه سعی در تحریف می کنند یا از طریق تحریف لفظی، که این روش در قرآن کاربرد ندارد و یا از طریق تحریف معنوی. یکی از راه هایی که خوشایند یهود است، همین از رده خارج کردن مفهوم آیات منسوخ می باشد.

امید است در بحث های آینده بتوانیم با یاری خداوند متعال حدود و ثغور این بحث را در حد وسع و توان خود مشخص کنیم و از عموم مردم مخصوصا علمای گرانقدر و پژوهشگران عزیز خواهشمندیم به رسم فریضۀ امر به معروف و نهی از منکر ما را در این امر خطیر یاری فرمایند.

نسخ در لغت:

در قرآن کریم کلمۀ نسخ در 4 آیۀ زیرآمده است :

1.        مُا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ: هر حكمى را نسخ كنیم، یا آن را به [دست‏] فراموشى بسپاریم، بهتر از آن، یا مانندش را مى‏آوریم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست؟ (بقره - 106 )

2.        وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّیْطانُ فی‏ أُمْنِیَّتِهِ فَیَنْسَخُ اللَّهُ ما یُلْقِی الشَّیْطانُ ثُمَّ یُحْکِمُ اللَّهُ آیاتِهِ: و پیش از تو هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم مگر آنکه هرگاه آرزو می کرد،شیطان  در برابر آرزویش شبهه و وسوسه می انداخت ، ولی خدا آنچه را شیطان القا کرده از بین می برد و آیات خویش را محکم می سازد . ( حج- 52 )

3.        وَ لَمَّا سكَت عَن مُّوسی الْغَضب أَخَذَ الأَلْوَاحَوَ فی نُسخَتهَا هُدًی وَ رَحْمَةٌ لِّلَّذِینَ هُمْ لِرَبهِمْ یَرْهَبُونَ: چون غضب موسی علیه السلام فرو نشست الواح را گرفته و در نوشتۀ آن ها هدایت و رحمت بود.‏(اعراف- 154)

4.        هَذَا كِتَابُنَا یَنطِقُ عَلَیْكُم بِالْحَقِّ إنَّا كُنَّا نَسْتَنسِخُ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ": این کتاب ( نامۀ عمل ) ماست که بر شما به حق سخن می گوید، ما از آن چه می کردید نسخه بر می داشتیم. ( جاثیه - 29 )

از این 4 آیه، فقط  آیۀ 106 بقره به طور مستقیم مربوط به بحث ناسخ و منسوخ می باشد . معنی نسخ متناسب با این آیه عبارت است از:

زایل کردن ،محو کردن و از بین بردن وابطال و تغییر و قرار دادن چیزی جای چیز دیگر می باشد.( قاموس قرآن، قرشی، سید علی اکبر. جلد 7، دارالکتب الاسلامیه، ص 53) در آیه 52 سورۀ مبارکۀ حج هم به معنی از بین بردن و زایل کردن به کار رفته است و در آیات مبارکۀ  154 اعراف و 29جاثیه نسخ به معنی نسخه برداری و کتاب و نوشته بکار می رود.

در المنار گوید امامان لغت گفته اند: نسخ در اصل به معنی نقل است، خواه نقل بذاته باشد، مثل " نسختِ الشمسُ الظلَّ " یعنی آفتاب سایه را از محلی به محلی نقل کرد و یا نقل صورت باشد، مثل "نَسختُ الکتابَ " یعنی صورت آن را به کتاب دیگری نقل کردم. ( همان، ص 53) که البته نسخه برداری لازمه اش محو و ازالۀ کتاب اصلی نیست.

حضرت آیة الله خویی ( ره ) در البیان فرموده اند:

1-  نوشتن چیزی از روی دیگر و اشتقاق کلمه های معروف استنساخ و انتساخ نیز از همین ماده است.

2 - نقل و تغییر دادن، مثل " تناسخ المواریث و الدهور" یعنی ثروت ها و زمان ها متغیر گردید.

3- ازاله و ار بین بردن، مثل " نسختِ الشمسُ الظلَّ " یعنی آفتاب سایه را از بین برد.

نسخ در میان صحابۀ پیامبر اکرم و مسلمانان بعد نیز، بیشتر در همین معنی استعمال شده است؛ و به مخصص و مقید و هر آن چه استثنا و تبصره ای بر کلیات و عمومات باشد ناسخ گفته می شده است، زیرا این ها در واقع حکم را تغییر داده و از بین می برند.( البیان فی تفسیر القرآن / 277.)

در آیۀ دیگری از قرآن به جاى کلمه نسخ کلمه تبدیل‏ آمده و مى‏فرماید: "وَ إِذا بَدَّلْنا آیَةً مَکانَ آیَةٍ، وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما یُنَزِّلُ" : چون آیه ای را به جاى آیه دیگر تبدیل‏ ‏کنیم، و خدا داناتر است به این که چه مى‏کند (نحل- 101) از این جا می توان استفاده کرد که نسخ به معنی ابدال می باشد . البته در ابدال همیشه ابطال شرط نیست.مثلا وقتی خانه ای را تبدیل به احسن می کنند، معنی اش از بین بردن خانۀ قبلی نیست.

علامه طباطبایی (ره ) در مورد این آیه و رابطۀ آن با نسخ می فرمایند:" این آیه اشاره به مساله نسخ ، و حكمت آن می‏كند ...راغب در مفردات گفته : ابدال و تبدیل و تبدل و استبدال همه به معنای این است كه چیزی را در جای چیز دیگری قرار دهی ، و این اعم از معنای كلمه عوض است ، چون عوض در معنایش این نكته خوابیده كه آنچه می‏گیری در مقابل آنچه می‏دهی ملك تو گردد ، ولی تبدیل گاهی تغییری را افاده می‏كند كه بدلش به آدمی بر نگردد ، مانند آیه فبدل الذین ظلموا قولا غیر الذی قیل لهم - آنهایی كه ستمگر بودند حرف را به غیر آنچه دستور یافته بودند تبدیل كردند تا آنجا كه می‏فرماید : فمن بدله بعد ما سمعه ... - پس هر كس آن را بعد از آنكه شنید تبدیل كند ... ، و نیز خدای تعالی فرموده : و اذا بدلنا آیة مكان آیة و نیز فرموده : و بدلناهم بجنتیهم جنتین و نیز فرموده : ثم بدلنا مكان السیئة الحسنة ، این بود كلام مورد حاجت ما از راغب .

پس تبدیل بمعنای تغییر ، مخالف با تبدیل به معنای معروفش است ، زیرا در تبدیل به معنی تغییر مفعول اول ماخوذ و مطلوب است بخلاف تبدیل به معنای معروف ، پس در جمله "و اذا بدلنا آیة مكان آیة" معنا این است كه ما آیه دومی را بجای آیه اولی بگذاریم و آن را باقی بداریم ، چون مطلوب است "(ترجمة المیزان ج : 12ص :497)

آیة الله جوادی آملی می فرمایند: نسخ ازالۀ محض نیست، بلكه ازالۀ شیء با جایگزین كردن شی‏ء دیگر است؛ گرچه ممكن است در محور قانون‌گذاری، قانونی نسخ شود و قانونی دیگر به جای آن وضع نگردد. لیكن ظاهر این است كه عنصر محوری معنای نسخ، همان ازاله و ابطال است، نه نقل، تحویل و تبدیل.( تسنیم جلد 6ص71 )

نتیجۀ معنی لغوی نسخ:

آنچه از مطالب فوق بر می آید، این است که: نسخ به معنی ازاله (قاموس قرآن سید علی اکبر قرشی) و نقل  (محمد رشید رضا صاحب تفسیر المنار) و استنساخ و نوشتن چیزی از روی چیز دیگر( آیة الله خویی)وتبدیل و تغییر چیزی به چیز دیگر به شرط بقای اصل آن شیئ (علامه طباطبایی ) می باشد، که در هیچ کدام از این ها شیئ اصلی از بین نمی رود و معنی ابطال برای نسخ  در قرآن صحیح نمی باشد. و اگر در معنای نسخ، ازالۀ کامل را مد نظر قرار بدهیم، همراه با ازالۀ حکم  ازالۀ قرائت آیه هم لازم آید.    
برچسب ها: نسخ ، ناسخ ، منسوخ ، نسخ در لغت ، یهودیان مخالف نسخ ،
دنبالک ها: معنی لغوی نسخ - فصل 4 کتاب نسخ در قرآن - عزت الله مولایی نیا ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 فروردین 1393 09:29 ق.ظ
دیدگاه ها ()
جمعه 16 تیر 1396 09:32 ب.ظ
Very shortly this web site will be famous amid all blogging people, due to it's pleasant articles
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • با سلام
    با توفیق خداوند متعال , وبلاگ "گفته ها و ناگفته های وحی" فعلا در دو موضوع "تفسیر آیات مشکله و علوم قرآنی" افتتاح گردیده است. از پژوهش گران گرامی و مخاطبان عزیز , عاجزانه تقاضا داریم به علت اهمیت موضوع قرآن چنان که مطلبی نیاز مند توضیح رسایی بود , آن را با ایمیل یا ثبت نظر به اطلاع ما برسانند. هم چنین اگر مطلبی نادرست در وبلاگ درج شده باشد، مارا از نادرستی آن آگاه سازید. با تشکر

نویسندگان

  • علی آقاپور(66)