تبلیغات
گفته ها و ناگفته های وحی - معرفی تفسیر المیزان تألیف مرحوم سید محمد حسین علامه طباطبائی رحمه الله ( قسمت دوم)

معرفی تفسیر المیزان تألیف مرحوم سید محمد حسین علامه طباطبائی رحمه الله ( قسمت دوم)

شنبه 16 آذر 1392 09:18 ق.ظ   نویسنده : علی آقاپور      


علت مقبولیت المیزان:
از اولین روزهایی که جلدهای اول این تفسیر منتشر شد تا امروز که حدود 40 سال از آن تاریخ می گذرد، این تفسیر از مقبولیت خاصی در حوزه های علمیه و مجامع علمی، بین افاضل و استادان برخوردار بوده و هست. و این مقبولیت خیلی واضح و روشن است و بیانی نمی خواهد اما در عین حال چند شاهد بر مقبولیت این تفسیر ذکر می کنم:
شاهد اول: ما می بینیم از همان روزهای نخست که جلدهای اول، دوم، سوم و چهارم این تفسیر منتشر شده، توسط چند نفر از افاضل، که امروز از استادان بنام حوزه ی علمیه ی قم هستند، ترجمه شده. مثلا مجلد اول این تفسیر را آیةالله مکارم شیرازی در آن تاریخ به فارسی ترجمه کردند. یک جلد دیگرش را آیةالله مصباح یزدی ترجمه کردند. جلد دیگرش توسط حضرت آقای نیری و جلد دیگری توسط حضرت آقای گرامی و جلدش دیگرش توسط جناب آقای حجتی ترجمه شد. من فکر می کنم ترجمه ی این کتاب آن هم در سال های اول انتشارش، توسط افرادی مثل این آقایان که نامشان را ذکر کردم، خود بهترین دلیل بر این است که در همان روزهای اول در حوزه ی علمیه ی قم که مهد علم و دانش و علوم دینی بوده و هست، این تفسیر مورد قبول و توجه قرار گرفته است. خیلی روشن است که اگر تفسیری نوشته شود و مورد توجه نباشد و مقبول نباشد به این زودی استادان دست به ترجمه اش نمی زنند. خود این ترجمه ها یکی از شواهد مورد توجه قرار گرفتن این تفسیر است.

 


شاهد دوم: که از یکی از اساتید می باشد: ایشان درباره ی شخصیت علامه ی طباطبائی اظهار می داشت که تفسیر المیزان کتاب دم دست آیةالله مطهری بوده است. یعنی کتابی که جذب آن شده بود و همیشه از آن استفاده می کرده است. نه فقط جلب و جذب به این معنا که بگوید کتاب خوبی است و مردم باید آن را بخوانند، و طلاب بخوانند، بلکه جوری توجه او را جلب کرده که به قول آن استاد، کتاب دم دست همیشگی اش شده است؛ در هربحثی، سخنرانی و نوشتن کتاب و مقاله ای به آن رجوع می کرده. همین که تفسیر المیزان بتواند شخصیتی مثل آیةالله شهید مطهری را به خودش جلب و جذب کند، دلیل واضحی است که این تفسیر مورد قبول بوده است.
شاهد سوم: این شاهد را هم از یکی از استادان نقل می کنم. و اگر ایشان هم نمی گفت خودمان می گفتیم. ایشان می فرمود: در این سی، چهل سال اخیر، به جرأت می توان گفت که هر کی بحثی علمی در زمینه ی قرآن مجید داشته یا بحثی علمی درباره ی اسلام و اسلام شناسی داشته است اعم از این که کتاب یا مقاله نوشته یا سخنرانی کرده، از المیزان استفاده کرده است. یعنی هیچ محققی و هیچ مؤلفی و هیچ نویسنده و گوینده ی بحث تحقیقی که مرتبط با قرآن است نمی توانسته خود را بی نیاز از المیزان بداند یا به المیزان بی توجه باشد.
شاهد چهارم: که ممکن است به قوت شاهدهای دیگر نباشد اما شاهد هست عبارت است از کارهای متعددی که روی المیزان انجام شد است. اگر کتاب مورد توجه و مقبول نباشد و در حوزه ها و دانشگاه ها مطبوع و مطلبوب طلاب و دانشگاهیان نباشد، داعی نیست درباره ی این کتاب این مقدار کار کنند. اول اینکه کل کتاب ترجمه شده، جلدهای اولش توسط چند نفر از فضلا و استادان که عرض کردم، و از جلد 6 تا 20 توسط آیة الله سید محمد باقر موسوی همدانی ترجمه شده که تمام این قسمت به نظر خود علامه ی طباطبائی نیز رسیده است، یعنی قبل از چاپ و انتشار، این ترجمه را نزد خود ایشان خواندند و باز برای اینکه کل ترجمه هماهنگ شود آن چند جلد اول را نیز آقای موسوی ترجمه کردند که الآن هر بیست جلد با ترجمه ی سید محمد باقر موسوی همدانی مکرر در مکرر چاپ شده است.
کار دیگری که روی المیزان شده، فهرست موضوعی است که باری این تفسیر نوشته شده است. کل بیست جلد این تفسیر موضوع بندی و آدرس داده شده که اگر کسی بخواهد بداند هر مسأله ای در کجای المیزان بحث شده با مراجعه به این فهرست موضوعی (که هم فارسی است و هم عربی) به مطلب مورد نظر دست می یابد. پیداست که طالب المیزان و استفاده از آن زیاد بوده که نبوت به این رسیده که یک فهرست موضوعی برایش تنظیم کنند، تا کار مراجعه کنندگان را آسان کند. شخص دیگری رساله ی دکترای خودش را درباره ی «منهج و روش تفسیری المیزان» و سایر خصوصیات این کتاب که حدود 400 صفحه است نوشته و منتشر نموده است؛ این رساله نیز حاکی از مورد توجه بودن المیزان است.
شاهد پنجم: چاپ های فراوان المیزان است. در ایران و لبنان، عربی و فارسی آن مکرر در مکرر چاپ شده و می شود. همه ی اینها گواه بر این است که المیزان از روزی که منتشر شده، که حدود 40 سال از انتشار جلدهای اولش می گذرد، تفسیری بوده مورد قبول و توجه دانشمندان، حوزه های علمیه، دانشگاه ها و محققان داخل و خارج کشور. وقتی این مقدمه را عرض کردیم این سؤال پیش می آید که: المیزان چه ویژگی هائی در خودش جمع کرده که این جور مقبولیت پیدا کرده است؟ چون تفسیر زیاد است، حتی در دهه های اخیر تفسیرهائی نوشته شده، چه طور این تفسیر در بین همه تفاسیرمقبولیت خاصی پیدا کرده است و این اندازه مورد توجه شده است؟
ویژگی های تفسیر المیزان چیست؟
الف- ویژگی هائی که در شخص علامه ی طباطبائی بوده که آن ویزگی ها خیلی دخیل در ویژگی های المیزان است.
ب- ویژگی هایی که در روش کار ایشان بوده؛ این نوع ویژگی، ویژگی های خاصی را در تفسیر ایجاد کرده که موجب شده این همه در مجامع علمی خواهان و طالب داشته باشد.
الف- ویژگی¬هایی که در شخص علامه (ره) بود
ویژگی¬هایی که در شخص ایشان بوده عبارتند از:
1- روزی که ایشان شروع کردند به نوشتن این تفسیر و آن را در اختیار حوزه ها و علما قرار دادند، یک استاد به تمام معنا بوده است، نه اینکه در ابتدای طلبگی شروع کرده باشد یا در اواسط، بلکه زمانی دست به این تألیف زدند که به عنوان «استاد علامه» معروف بودند، فقه می گفتند، اصول تدریس می کردند، فلسفه تدریس می کردند و درس خارج اصول داشته اند. درس فلسفه ی ایشان، درس عالی عالی بوده، یک استاد جامع به تمام معنی بودند که شروع کردند به نوشتن تفسیر؛ پیداست که خیلی فرق می کند با کسی که به این مهارت و درجه از استادی نباشد و شروع کند به نوشتن و تألیف.
2- علاوه بر اینکه ایشان استاد جامعی بود، به تعبیر امروز ما آگاه به زمان و از کسانی بود که می دانست در دنیا چه می گذرد و در جوامع علمی دنیا چه مسائلی مطرح است. چه سؤال هائی در مقابل اسلام و قرآن مطرح است و چه سؤال هائی در مقابل مکتب تشیع مطرح است، به اینها آگاه بود. چون هستند و بودند کسانی که به آنها علامه می گفتند، ولی خیلی آگاهی نداشتند و ندارند اما ایشان این آگاهی را داشت. کارهایشان این را نشان می دهد. بحث ها و درس هایشان نشان می دهد. همان کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» نشان می دهد که ایشان به خوبی آگاه بودند که در دنیا و در محافل علمی چه خبر است و چه مطالبی مطرح است که باید در موردش کار بشود.
3- ایشان از صفای نفس و سلیقه ی خوب و ارتباط با اهل بیت (علیهم السلام) برخوردار بودند. کسانی که با ایشان آشنا بودند می دانند که ایشان چه ارتباط و علاقه ای با اهل بیت داشت، چه صفا و کرامت نفسی داشت و چه سلیقه ی خوبی داشت. اگر استادی ورزیده و ماهر و آشنا به مسائل روز، از صفای باطن و سلیقه برخوردار باشد، پیداست که در آثار قلمی و تألیفات او خیلی اثر می گذارد.
4- ویژگی چهارم که درشخص ایشان بود، تعبد ایشان است به اسلام، در عین اینکه در تفسیر بحث های جدید مطرح می کند، ولی واقعا به محتوای اسلام و تشیع متعبد است. با تعبد به محتوای اسلام و تشیع، می خواست حرفهای تازه داشته باشد، پاسخ به سؤالات داشته باشد، مشاکل علمی را حل کند، که اگر این خصوصیت نباشد ممکن است کسی استاد باشد، ماهر باشد و مشکلات را حل بکند، ولی چون خوب خوب متعهد به اسلام و تشیع نیست، گهگاهی نوادری، شواذّی، حرف هائی که منحرف از متن متین اسلام باشد از او صادر شود. ولی وقتی ما به کتاب های ایشان و تفسیر ایشان مراجعه می کنیم می بینیم چه استقامتی دارند که این استقامت معلول همین متعبد بودن به متن اسلام و تشیع و قرآن است و می خواهد با تعبد به این متن، پاسخگوی مشکلات باشد.
5- تسلط ایشان بر قرآن: روزی که ایشان شروع کردند به گفتن و نوشتن تفسیر، آنهائی که به خصوص در درس تفسیر ایشان شرکت کرده¬اند می دانند که ایشان چه تسلطی بر آیات قرآن داشت، یعنی قرآن که دستشان بود یک آیه ی را مطرح می کرد، آیات فراوانی که در زمینه ی آیه بود و باید یکی پس از دیگری گفته و به آن استشهاد شود، ایشان با همان قرآنی که دستش بود، تندتند آیات را پیدا می کرد و استشهاد می کرد. اینکه می گوییم تفسیر قرآن به قرآن می کردند، ایشان تسلط داشت بر آیات قرآن، توجه داشت که در کجاهای قرآن راجع به مضمون این آیه بحث شده، که از آن استفاده کند. و این معلول تسلط ذهنی ایشان بر آیات قرآن مجید و مضامین آن بود. این خصوصیات مربوط به شخص ایشان بود، استاد شده بود، زحمت کشیده بود، مطالعه کرده بود، با وضع جهان و روز آشنا بود، صفای نفس را با تزکیه ی نفس و ریاضت به دست آورده بود.
6- علاوه بر همه ی اینها، ابزار کار هم برای ایشان مهیا بود، یعنی اگر ایشان را مثلا صد سال جلوتر می گذاشتیم، بعضی از ابزار کار که در اختیار ایشان بود، درصد سال جلوتر نبود و آن روز اگر ایشان می خواست این کار را انجام بدهد شاید این جور نمی توانست موفق باشد. ابزار کار از حیث تفاسیر متعدد چاپ شده در اختیار شان بود. معجم ها و فهارس که خیلی کمک می کرد، در اختیارشان بود.
7- علاوه بر داشتن این ابزار و آن ویژگی ها ایشان قرآن را تدریس می کرد. قرآن را اگر کسی تدریس کند، بعد بنویسد خیلی در کارش می تواند مؤثر باشد. بعضی از کتاب های ما که خیلی مورد توجه محافل علمی قرار گرفته مثلا کتاب «مستمسک» مرحوم آیة الله حکیم را اسم ببرم، این کتاب به خاطر محکم بودن و متین بودن، مورد توجه علماست. و این محکم و متین بودن برای این است که ایشان دوره ی «عروة الوثقی» را، یعنی خارج از عروه را تدریس کرده و این کتاب را نوشته است. و نیز کتاب های امام امت (رضوان الله تعالی علیه)، مکاسب محرمه، بیع، خیارات، طهارت، دماءثلاثه، رسائل اصولشان، تمام اینها را تدریس کرد و نوشته اند چون تدریس شده و نوشته شده خیلی متین و محکم است و خیلی فرق درد با کتابی که بدون تدریس بنویسند. وقتی وقتی تدریس می کنند خیلی روی مسأله کار می کنند. برای اینکه می خواهند به عنوان درس القاء کنند و بعد نتیجه اش را می نویسند، پیداست که این خیلی خوب از کار در می آید.
8- شاگردان خوب: علاوه بر تدریس، ایشان شاگردان خوبی داشتند از اول که ایشان تدریس را شروع کردند، فضلا را به خود جلب کرده بودند. معلوم است برای درسی که به عنوان تفسیر برای یک عده از فضلا گفته شود و جزء تلامیذ کسانی باشند که خودشان استاد هستند، برای این درس خیلی بیشتر باید کارکرد تا درس تفسیری که برای عامه ی مردم یا برای طلاب مبتدی گفته شود. علامه طباطبائی درس می گفتند و در بین شاگردانشان فضلا، استادان و بعضی از مدرسان آن روز بودند، که خود این باعث می شد ایشان بیشتر کار کنند.
9- با حوصله بود، یعنی صبر و حوصله می خواست این تفسیر را بنویسد و تألیف کند. در آخر جلد بیستم المیزان نوشته اند: «شب 23 ماه مبارک رمضان سال 1392 هجری قمری از تألیف فراغت حاصل کرده اند». و در اواسط جلد اول به مناسبتی ایشان فرموده اند در این تاریخ که من مشغول نوشتن این تفسیر هستم – و تاریخش را ذکر کرده اند – که آن تاریخ را که با تاریخ جلد بیستم کنار هم بگذاریم، دقیقا بیست سال و یا قدری بیش از بیست سال تألیف این تفسیر به طور انجامیده، یعنی یک استاد ماهر با آن ویژگی ها و تسلط و آن ابزار کار این جور هم حوصله کند که کتاب را شش ماهه یا یک ساله ننویسد، بلکه در طور بیست سال این کار را به آخر برساند. البته معنای بیست سال این نیست که ایشان بیست سال شبانه روز روی این تفسیر کار کرده، چون کارهای دیگری هم داشته اند؛ ولی روزی چهار یا پنج ساعت، حتی روزی دو ساعت هم که باشد بازهم است این که کسی حوصله کند و تألیف خودش را در طول بیست سال تألیف و تنظیم کند پیداست که کتاب از استحکام وقوت زیادی برخوردار میشود. اینها ویژگی هائی است که مولد ویژگی هائی در کتاب است که موجب می شود از مطلوبیت خاصی برخوردار گردد.
ب- ویژگی هائی که در روش کار ایشان بوده است
1- ایشان برای نوشتن این تفسیر روش داشته است. در آغاز تفسیر فرموده که من با یک روش خاصی می خواهم تفسیر بنویسم، آن روش چیست؟ فرموده: «روش تفسیر قرآن به قرآن»، این یک روش صحیح جدید است؛ روشی است صحیح و مورد قبول که «ان القران یفسر بعضه بعضا» یا «إن القرآن یشهد بعضیه علی بعض»؛ روشی است جدید و صحیح به نام تفسیر قرآن به قرآن و در کنارش تفسیر موضوعی است؛ یعنی کار ایشان هم تفسیر قرآن به قرآن است و هم تفسیر موضوعی.
2- ایشان درطول کارش از این روش منحرف نشده. کسانی هستند که در آغاز فکر می کنند و تصمیم می گیرند و یک چهار چوبی برای کارشان در نظر می گیرند، ولی در ادامه از آن چهار چوب خارج می شود. از راهی که خودشان پیشنهاد کرده اند، منحرف می شوند. اما ایشان این روش جدید صحیح تفسیر قرآن به قرآن را و تفسیر موضوعی قرآن را تا پایان جلد بیستم به خوبی ادامه دادند و از این روش منصرف و منحرف نشدند.
3- ایشان در این روش از اول بنایش بر این بوده که زوائد و حرف هائی که سودمند نیست و بود و نبودش در تفسیر و در آشنائی با قرآن خیلی مهم نیست، تمام آنها را حذف کند. وقتی انسان در المیزان به تفسیر و به بحث های مستقلی که مطرح شده مراجعه می کند، خیلی زود این نتیجه را می گیرد که این مفسر و مؤلف بنایش این بوده که از زوائدی که مفید و سودمند نیست، صرف نظر کند و صرف نظر هم کرده است.
4- ایشان در این روش که اتخاذ کرده، یعنی تفسیر قرآن به قرآن، به ذهن می آید که به روایات کاری نداشته است، ولی این طور نیست؛ در روش ایشان هم تفسیر قرآن است، یعنی ایشان هرچند آیه ای را که مطرح می کند، و تفسیر می کند بعد یک بحث روائی مطرح می کند، روایات مربوط به آن آیه و آیات را در می آورد و ارزیابی و بررسی می کند و با قرآن تطبیق و مقایسه می کند، خود این ویژگی که هم تفسیر قرآن به قرآن باشد و هم کاملا به روایات مربوط به قرآن توجه داشته باشد، باعث می شود که در تفسیر یک خصوصیاتی پیدا بشود که موجب رغبت و توجه علما گردد.
5- توجه به مشکلات وسؤالات محافل علمی و غیره: ایشان در این روش می توانست تفسیر قرآن به قرآن داشته باشد، و تفسیر موضوعی داشته باشد، ولی به مشکلات محافل علمی و سؤال هائی که مطرح است کاری نداشته باشد، و گفتم چون ایشان به مشکلات و سؤالات مطرح شده آشنا بود، در روشش این را درج کرده که علاوه بر تفسیر می خواهد پاسخگوی اشکالات باشد. می خواهد مشاکل علمی و یا به صورت علمی که در محافل مطرح می شود و گاهی به عنوان سؤال از اسلام و قرآن مطرح است را پاسخ بدهد. خوب وقتی تفسیر چنین مزیتی پیدا کرد، بیشتر مورد رغبت و مطلوبیت واقع می شود.
6- علاوه بر اینها ایشان باید به ده تا تفسیر، کمتر یا زیادتر مراجعه کند؛ به تفاسیر مهم و تفاسیری که در دنیای اسلام نامی دارند و طرفدارانی دارد باید به آنها مراجعه کند و استفاده کند و با توجه به آن تفاسیر تفسیرش را بنویسد. ایشان در خلال مطالعاتش به این نتیجه می رسد که در بعضی از این تفاسیر، به خصوص آنها که خیلی هم مورد توجه دنیای اسلام است، نقاط ضعفی هست. ایشان در سراسر المیزان گاهی با ذکر نام آن تفسیر و گاهی بدون نام آن نقاط ضعف را ذکر می کند.
7- علاوه بر همه ی اینها جمله ی آخری که باید در ویژگی های روش ایشان عرض کنم این است که با اینکه این تفسیر می خواهد علمی و در درجه ی عالی و اعلای علمی باشد و مورد توجه علما و استادان و حوزه باشد، ولی سعی ایشان بر این بود که تفسیر جوری نوشته بشود که فهم آن آسان باشد. یا لااقل بگویم فهمش خیلی مشکل نباشد. خوب تفسیر قرآن به قرآن، تفسیر موضوعی با توجه به روایات با توجه به مسائلی که در روز مطرح است با پاسخ به اشکالات و ذکر نقاط ضعف باشد و در عین حال در خور فهم یا لااقل فهمش مشکل نباشد خیلی مهم است، این مجموعه باعث می شود که این روش یک ویژگی هائی خاص و منحصر به فرد داشته باشد.
این ویژگی های (9 ویژگی در شخص، و 7 ویژگی در روش ایشان) چند ویژگی را در خود کتاب ایجاد کرده است که این اندازه کتاب مطلوب شده و فضلا را به خودش جذب کرده است و این مقدار کتاب در محافل علمی مورد توجه قرار گرفته است. به حدی که همان طور که در اول صحبت هایم عرض کردم، به جرأت می توان گفت هر کسی که یک بحث دینی، اسلامی در ارتباط با قرآن داشته باشد، نمی تواند خودش را از این کتاب بی نیاز بداند.
ویژگی های تفسیر المیزان
ویژگی هائی که در این تفسیر هست چهار ویژگی است:
اول: تفسیر المیزان تکراری نیست. این ویژگی ها باعث شده که المیزان تفسیر تکراری نباشد ما تفسیرهائی داریم که در همین دهه های اخیر نوشته شده، اما وقتی مقایسه کنیم با تفسیری که قبل از او هست، می بینیم تفاوت چندانی ندارد. با یک مقدار مسامحه می توان گفت تفسیر تکراری است. می شود گفت همان است که به صورت دیگر در آمده است. که البته من نمی خواهم ارج و ارزش کارهای کسی را، مؤلفی را، کار عالم بزرگی را پایین بیاورم ولی چون بنای توضیح است، عرض می کنم. مثلا تفسیر «مقتنیات الدرر» تفسیری است که در همین اواخر نوشته شده شاید همان روزگاری که تفسیر المیزان منتشر می شد، این تفسیر هم منتشر شد. و مؤلف بزرگوارش هم که یکی از علمای بزرگ تهران بود در همان سنوات می زیسته است(درزمان مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری) وقتی این تفسیر را با تفسیر مجمع البیان مقایسه می کنید، دقیقا مثل هم است. شاید اگر کسی یک قدری سیر کند و آماری بگیرد و استنتاجی کند، قطعا می تواند بگوید 95 درصد مطالب از مجمع البیان است، و 5 درصد مطالب اضافی است که به این مؤلف می توان استناد داد. حتی برویم جلوتر ببینیم بعضی از کتاب های کاملا متأثر از کتاب قبلی است مثل ترجمه آن است و اصلا همان است و به صورت دیگر در آمده است. یا لا اقل می توان گفت:80 درصد یا 70 درصد مطالب آن در این کتاب آمده که این جور تألیفات صورت تکراری به خودش می گیرد؛ ولی المیزان این جور نیست. انصاف این است که المیزان را با هر تفسیری که مقایسه کنند، کنار تبیان (از شیخ طوسی)، مجمع البیان (از شیخ طبرسی)، کشاف (زمخشری)، انوار التنزیل (از بیضاوی) بگذارند، بیاییم متأخر و در کنار منهج الصادقین (ملافتح الله)، المنار (شیخ محمد عبده)، کنار فی ظلال (سید قطب) بگذارند، کنار هر تفسیری بگذارند، به ذهن هیچ کس نمی آید که این تفسیر همان است با قدری اضافه. خیر این تفسیر روش دارد، این تفسر ابتکاری است، و خودش مستقلا بر یک اساسی و روشی استوار است، این است که همه به آن نیاز دارند. یعنی کسی که «منهج الصادقین» را می خواند، ممکن است وقتی به او بگویم «مجمع» را هم ببین، بگوید، نه دیگری نیازی نیست. بیشتر حرف های مجمع در منهج هست. یا اگر «تبیان» را مطالعه می کند ممکن است بگوید دیگر من منهج الصادقی را لازم ندارم، امهات مسائل در تبیان هست. ولی المیزان این جور نیست، یعنی کسی که مجمع را دیده باشد باید المیزان را ببیند؛ تبیان را دیده باشد باید المیزان را ببیند؛ منهج را دیده باشد باید المیزان را ببیند؛ کشاف، المنار و تفسیر مراغی را دیده باشد باز باید المیزان را ببیند. المیزان یک تفسیری است که تکراری نیست، چون تکراری نیست و با ابتکار نوشته شده و مستقل نوشته شده است جا دارد ک همه را به خودش جلب و جذب کند؛ این خصوصیت اول آن بود.
دوم: کاربرد داشتن. این خصوصیت خیلی مهم است و شاید از اولی مهمتر باشد- بخصوص در روزگار ما از روزی که بنا شده مسائل اسلامی در محافل علمی و دانشگاهی برای دانشجو و استاد و برای اهل سواد و دانش و علم مطرح شود –گفته می شود که یک مطالبی را از قرآن مطرح کنید که جوابگوی مسائل روز باشد، به قول امروزی ها کاربرد داشته باشد. تفسیر المیزان این خصوصیت را دارد، یعنی مباحثی در آن مطرح شده، استفاده هائی از آیات شده، به مناسبت آیات مباحثی مستقلا در کنار آیات مطرح شده که مسائل روز است. شاید در هیچ تفسیری از تفسیرهای قدیمی پیدا نکنید که بحث حقوق زن در اسلام را خوب دنبال کرده باشد، ولی در المیزان دنبال شده. و نیز بعضی از مسائل عقیدتی و مسائل مربوط به تشیع و مقامات اهل بیت و آیات مربوط به اهل بیت (صلوات الله علیهم اجمعین) در المیزان خیلی قوی مطرح شده است. در المیزان هم تفسیرش و هم مطالب مستقلش جوری مطرح شده که کاربرد دارد، گفته می شود المیزان کتاب دم دست شهید مطهری است، خوب می دانیم که شهید مطهری بنایش بر این بود که حرفی را مطرح کند که مشکل جوان ها حل شود، مشکل مسلمان ها و مشکلات اخلاقی و عقیدتی جامعه حل شود. خوب ایشان چرا به المیزان مراجعه می کند، چون برایش کار ساز است، چون می بیند همان هائی را که می خواهد در المیزان هست، البته ممکن است تکمیل بخواهد، یا یک قدری کم و زیاد بشود. پس خصوصیت اول این تفسیر، تکراری نبودن به تمام معنا و خصوصیت دوم، کاربرد داشتن بحث ها می باشد.
سوم: در کتاب شریف المیزان علاوه بر تفسیر، بحث های مستقل فراوانی می بینیم که وقتی به فهرست های آخر هر جلد عربی المیزان مراجعه کنید، می بینید معمول همان بحث های مستقل فهرست شده نه مباحث تفسیری؛ این مباحث مستقلی که در نوع جلدها هست، هر کدام یک رساله ی مستقلی در مورد آن بحث است. مثلا اگر ایشان شفاعت را مطرح کرده، انصاف این است که می شود این بحث شفاعت را آورد بیرون و به عنوان یک کتاب مستقل چاپ کرد، خوشد کتابی است به تمام معنی. اگر قصص انبیا، قصه ی حضرت نوح، حضرت موسی و حضرت عیسی را مطرح کرده است؛ جوری مطرح کرد است که انسان می تواند آن را بیاورد بیرون، منتشر کند، پس این بحث های مستقلی که در المیزان مطرح شده ویژگی سومش است که طالب آن را در محافل علمی زیاد می کند، یعنی حتی کسی که نمی خواهد، یا مورد لزومش نیست که تفسیر آیات را ببیند و مطالعه کند ولی می خواهد داستان حضرت موسی را مطالعه کند، یا داستان عیسی را مطالعه کند، یا بحث اعجاز قرآن را مطالعه کند یا بعضی بحث های مربوط به اهل بیت مثل آیه ی تطهیر و عصمت را مطالعه کند می بیند در یان کتاب بحث عصمت مستقل آمده است، بحث اعجاز، قصص انبیاء و مباحث مربوط به اهل بیت مستقل آمده است، این ویژگی شاید در هیچ تفسری نیست، یا اگر هست خیلی کمرنگ است.
چهارم: ویژگی چهارم تفسیر المیزان این است که وقتی خواننده ی تفسیر المیزان به آن ویژگی های اول که گفتیم در مؤلف هست آشنا باشد، که البته کم وبیش خوانندگان المیزان آشنا هستند، علامه ی طباطبائی (رحمةالله علیه) را با آن ویژگی ها یا لااقل با بعضی از آنها می شناسد بخصوص آن صفای نفس، استقامت سلیقه، متعبد بودن، مأنوس بودن با قرآن، با اهل بیت (علیهم السلام) مرتبط بودن را درک می کنند و مؤلف را با این خصوصیات می شناسند، و به روش مؤلف هم پی می برند که روشی است صحیح و جدید، و به روایات و تفاسر توجه دارد به نقاط ضعف تفاسر توجه دارد؛ این ویژگی ها را که در نظر بگیرد، یک سکون و اطمینانی برایش پیدا می شود. یعنی تفسیرالمیزان را با اطمینان و علاقه و توجه می خواند. سرسری نمی خواند، مثل یک کتابی که حالا ببینیم چه گفته است و رد بشویم، این جور نگاه نمی کند. کتاب در نظرش عظیم جلوه می کند که عظیم هم هست. به هر حال این خصوصیات باعث شده که این ویژگی در تألیف نمایانگر شود و تألیف نزد همه با ارزش جلوه کند. وقتی با ارزش جلوه کرد با عنایت بیشتر خوانده شود. الان المیزان در بعضی حوزه ها کتاب درسی است، یعنی تفسیر المیزان متن درسی شده، از خود این پیداست کسی که آن را به عنوان برنامه ی درسی قرار می دهد، و آن را به عنوان کتاب درسی انتخاب می کند و تدریس می کند، چقدر اطمینان به این متن و کتاب و روش، و چارچوبه ی مؤلف دارد. اینها ویژگی هائی است که درخود کتاب هست که باعث شده این همه مطلوبیت و مرغوبیت پیدا کند و مورد توجه بشود. و به باید بگویم:
باش تا صبح دولتش بدمد کاین همه از نتایج سحر است
شاید در اینده این تفسیر بیشتر هم جلوه کند. در عین اینکه گام آخر نیست، دیگران می توانند بعد از این تفسیر، مکمل و کارهای جدید داشته باشند، ولی این حرف هم هست که ممکن است این تفسیر در آینده بیشتر جلوه کند. بیشتر رویش کار بشود، و بیشتر مطرح بشود و بیشتر مورد توجه حوزه ها و دانشگاه ها قرار بگیرد. و إن شاءالله از تفاسیری باشد که تا وقتی تفسیر مطرح است و از تفسیر استافده می کنند، علاوه بر حوزه های شیعه، حوزه های اهل تسنن و مراکز علمی اسلامی جهان اسلام و بلکه محافل علمی دنیا که به عنوان شناخت اسلام می خواهند مطالعاتی داشته باشند، این تفسیر بر قرار باشد که برقرار خواهد بود.

پی نوشت
1- گفته شده که او به جای ق، ط می گفته و در کودکی از او سؤال کردند این پارچه را برایت قبا بدوزیم یا... گفته «طباطبا» (به جای «قباقبا»).
2- هانری کربن.
3- سخنرانی های آنها با عنوان «گفتار ماه» چاپ می شد و معمولا افراد با سواد و دانشگاهی مشتری این جلسات بودند.
4- بله کتابهای قصص قرآن داریم که در آنها احیانا کار تحقیقی و علمی انجام شده است.
5- در وسط جلد اول المیزان در بحث راجع به قبله می فرماید: امسال که سال 1332 شمسی است... و جلد بیستم هم طبق تاریخ ثبت شده در آخر آن در سال 1352 به پایان رسیده بنابراین تألیف این تفسیر مبارک بیست سال طول کشیده است.



منبع کتاب : آشنایی با تفاسیر
آخرین ویرایش: دوشنبه 18 فروردین 1393 08:15 ق.ظ
دیدگاه ها ()
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:17 ب.ظ
Greetings! Quick question that's completely off
topic. Do you know how to make your site mobile friendly? My site looks weird when viewing from my apple iphone.
I'm trying to find a theme or plugin that might be able to fix this problem.
If you have any suggestions, please share. Appreciate it!
سه شنبه 17 مرداد 1396 02:30 ق.ظ
I know this if off topic but I'm looking into starting my own weblog
and was curious what all is required to get set up?
I'm assuming having a blog like yours would cost a pretty penny?
I'm not very internet smart so I'm not 100% sure. Any tips or advice would be greatly appreciated.
Cheers
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • با سلام
    با توفیق خداوند متعال , وبلاگ "گفته ها و ناگفته های وحی" فعلا در دو موضوع "تفسیر آیات مشکله و علوم قرآنی" افتتاح گردیده است. از پژوهش گران گرامی و مخاطبان عزیز , عاجزانه تقاضا داریم به علت اهمیت موضوع قرآن چنان که مطلبی نیاز مند توضیح رسایی بود , آن را با ایمیل یا ثبت نظر به اطلاع ما برسانند. هم چنین اگر مطلبی نادرست در وبلاگ درج شده باشد، مارا از نادرستی آن آگاه سازید. با تشکر

نویسندگان

  • علی آقاپور(66)