تبلیغات
گفته ها و ناگفته های وحی - تبدیل سیئات به حسنات (قسمت دوم )

تبدیل سیئات به حسنات (قسمت دوم )

چهارشنبه 3 مهر 1392 04:12 ب.ظ   نویسنده : علی آقاپور      


تبدیل مشروط

آیا می توان  تبدیل سیئات به حسنات را از منظری دیگر نگریست و آن را طوری تفسیر و تاویل کرد که ضمن حفظ ظاهر آیه با اصول عقلی و آیات دیگر منطبق باشد؟

در تفسیر آیۀ مبارکۀ 70 فرقان گفته شد که اگر آیه را این چنین معنی کنیم که در اثر توبه گناهانی مانند زنا و کفر و قتل تبدیل به حسناتی مانند کمک به عفت و توحید و احیای انسان ها می شوند، و آن حدیث را  هم از ابوهریره بپذیریم که در قیامت مومن از دیدن تبدیل کبائر او به حسنات آرزو می کند که کاش گناهان بیشتری مرتکب شده بود،  حتی اگر بپذیریم که زشتی زنا در اثر خیانت ذات زناکار بوده و در اثر توبه ذات او طیب شود، باز زنا تبدیل به عفت نمی شود و این توجیهات برای عقل سلیم قانع کننده نمی باشند،در نهایت خداوند گناه زناکار تائب را می پوشاند ( تکفیر ) و مقام بعدی او در براپر گردن نهادن به حکم مولا ست نه تبدیل زنا به عفت .

این نوع تلقی از آیه نوعی رسمیت بخشیدن و قداست قائل شدن به کارهای گناه آمیز می باشد و  در عرف هم وقتی کسی کار زشتی مرتکب می شود و بعد توبه کرده و به راه راست بر می گردد، هیچ کس چنین تلقی ندارد که کار زشت او را توجیه کند و بگوید فلانی کار بدی نکرده،بلکه مردم سعی می کنند کارهای خلاف قبلی او را فراموش کرده و به سبب اقدام متهورانۀ او در بازگشت به راه راست از کارهای بعدی او قدردانی می کنند.

قبلا گفته شد که  علامه طباطبائی در کتاب شریف المیزان در نقد نظرات دیگران فرمودند که:"هر یك از گناهان ایشان خودش مبدل به حسنه مى شود، نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آینده اش ، بلكه یك یك گناهان گذشته اش مبدل به حسنه مى شود" اما در نهایت استفاده ای که از توضیحات بعدی آن بزرگوار می شود، این است که آثار گناهان تبدیل به حسنات می شود نه خود گناهان.

آیا می توان آیۀ مبارکه را طوری تفسیر کرد که خود گناه تبدیل یه حسنه شود؟

تفسیر آیه: "در قرآن‌مجید و درکلام حضرات پیشوایان معصوم دین مکررآمده که خداوند متعال در مقام توبه، سیئات را تبدیل به حسنات می‌کند. این موضوع نیازمند تفسیر و تأویل است، زیرا کلامی متشابه بوده چه بسا عدّه‌ای از این راه گمراه شوند. فردی که مرتکب اعمال شنیع و قبیح بمانند زنا، شرابخوری، قتل نفس، بدعت و امثال آن شده، چگونه ممکن است در مقام توبه این سیئات تبدیل به حسنات شود؟!مثلاً تبدیل به این شود که اوکتب ارشادی نوشته یا بنای خیری ایجاد نموده است!

در مقام توبه تنها آن سیئاتی تبدیل به حسنات می‌شوند که از ابتدا صورت حسنه دارند، اما چون توأم با شرایط لازم نیستند، در ردیف سیئات محسوب می‌شوند. 

به عنوان مثال، فردی که کتب دینی و ارشادی نوشته ولی دارای اخلاص نبوده، در مقام توبه چنین سیئه‌ای تبدیل یه حسنه می‌گردد، یعنی آن کارها و زحماتش جزو حسنات او منظور می‌شود، مشروط بر آن که توبة او حقیقتاً مورد قبول حق واقع شود و عاقبت به خیر شود". ( مبداء و معاد، علی اللهوردیخانی ).

هر عملی ظاهری دارد و باطنی،ظاهر عمل شکل وکالبد عمل است و باطن آن نیت و نیت به منزلۀ روح عمل است که به آن حیات می بخشد.شکل عمل نیز در حکم جسد و کالبد آن است که بدون نیت کالبد بی جانی بیش نیست.

در انجام هر عمل،هم باید نیت خالص الهی داشت و هم باید مطابق با شکلی که خدا فرمان داده است، کار را انجام داد. شرط اول را حسن فاعلی و شرط دوم را حسن فعلی می نامند.. مثلا کسی که نماز می خواند، هم باید نماز را برای تقرب الهی و رضای او انجام دهد و هم نماز باید مطابق با دستور خداوند صورت گیرد.

در این آیه، تبدیل شامل اعمالی می شود که حسن فعلی دارند ولی به علت قبح فاعلی، آن عمل در ردیف محرمات بشمار رفته است. مثلا کسی که نماز ریایی خوانده و یا احسان ریایی داده، آن نماز و احسان باطل است، اما در صورت توبه، خداوند نیت او را می بخشد و آن چه در ظاهر می ماند، نماز مقبول است.یعنی عمل گناه او ( نماز و احسان ریایی) تبدیل به حسنه ای مانند نماز و احسان مقبول شد، اما هیچوقت در اثر توبه عمل قتل انسان معصوم  تبدیل به احیای نفس نمی شود و این همان چیزی است که حضرت علامه بعد از نقد تمام نظرات قبلی، به این نتیجه رسیدند که: " هر یك از گناهان  خودش مبدل به حسنه مى شود، نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آینده اش ، بلكه یك یك گناهان گذشته اش مبدل به حسنه مى شود، اما چنانکه گفته شد، اعمالی که گناه بوده و حسن فعلی و قبح فاعلی داشته اند، تبدیل به حسنه ای از نوع خود گناه می شوند و بلکه به عبارت دقیقتر خود سیئه ( مثلا نماز ریایی) در صورت توبه تبدیل به حسنه ( نماز مقبول ) می شود، چنان که در این تقریر ملاحظه می شود که در صورت توبه خود گناه  به حسنه تبدیل می شود،نه عقابش و نه ملكه اش و نه اعمال آینده اش و نه  آثارش .                        والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


آخرین ویرایش: یکشنبه 17 فروردین 1393 10:09 ب.ظ
دیدگاه ها ()
شنبه 10 تیر 1396 03:25 ق.ظ
Just what I was searching for, thanks for putting up.
دوشنبه 5 تیر 1396 02:26 ق.ظ
I'm so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not
the accidental misinformation that's at the other blogs.
Appreciate your sharing this greatest doc.
شنبه 7 بهمن 1391 07:17 ق.ظ
هنگامی که در زنذگی عده ای از توابین ، مانند حضرت آدم علیه السلام و حضرت حر سلام الله علیه ،مطالعه می کنیم، مشاهده می شود که آنان در اثر توبه به چنان مقام بزرگی رسیده اند که اگر آن کار خلاف را انجام نمی دادند به آن مقام نمی رسیدند، آیا در اینجا تبدیل سیئات به حسنات صورت نگرفته است؟
علی آقاپور
آنچه در زندگی توابین حقیقی مشهود است، تبدیل سیئات به حسنات نیست، بلکه آنان با یاری خداوند به عمق گناه و سرکش خود در پیشگاه خداوند پی برده و حقیقتا از گناه خود شرمگین شده و از صمیم قلب در پیشگاه مولای خود توبه کرده و خداوند هم گناه آنان را بخشیده و بر گذشته اعمالشان قلم عفو کشیده و مقامی عالی به ایشان بخشیده است. و اگر آنان چنان گناهی نمی کردند و به آن دل شکستگی که بعد از گناه رسیده اند، از طریق دیگر می رسیدند، وآن تلاشی را که بعد از توبه کرده اند، قبل از آن می کردند، خداوند مقامی به ایشان می بخشید که قابل مقایسه با اولی نبود. به طوری که اگر حضرت آدم از ان دانه نمی خورد با عتاب از بهشت رانده نمی شد، بلکه دیر یا زود با اعزاز واکرام او را بر روی زمین می آوردند، یعنی آن چه را آن بزرگوار از دست داد، قابل مقایسه با آن چه به دست آورد، نیست. چرا که خداوند قبل از هبوط آدم علیه السلام مقدمات فرود او را فراهم کرده بود و جهانی به این بزرگی با امکانات ارضی و سماوی آماده کرده بود و این چنین میهمان نوازی فقط در خور خداوند ی است که برای میهمانی که چند صباحی در روی زمین توقف خواهد کرد،جهانی با این عظمت با کهکشان هایی که هر گز دستش به آن نخواهد رسید آفریده است. اگر این چنین برداشت کنیم که خداوند منتظر خطا و سپس توبۀ آدم علیه السلام بود تا او را بر روی زمین آورد و زندگی انسان را در وی زمین تحقق بخشد، این برداشت مناسبی از لطف و رحمت خداوند نیست و حتی از یک میزبان عادی هم بعید است که برای نعنت دادن به میهمان خود او را وادار به گناه و عذرخواهی نموده سپس از او پذیرایی بکند. و حضرت حر سلام الله علیه هم اگر راه را بر حسین علیه السلام نبسته بود و از ابتدا هم چون حبیب بن مظاهر در رکاب آن بزرگوار بود، نیاز به شرمساری بعدی نبود.
بعضی از شکست ها ممکن است منجر به جبرانی بهتر از اولی گردد، عقل سالم حکم می کند که انسان خویشتن را در کارهای خطرناک نیاندازد، اما وقتی بنا به دلایلی در مهلکه ای افتاد برای رهایی از آن بایستی از خود شجاعت به خرج داده و با موج های سهمگین بجنگد تا به ساحل امن برسد.
پس اصل بر گناه نکردن است و معنی عمیق آیه این است که خداوند به شرط توبۀ حقیقی تمام گناهان را می بخشد، اما فقط گناهانی را که حسن فعلی داشته باشند به حسنات تبدیل می کند.
با این توضیخات حتما راه پیشرفت در خلاف کردن و سپس جبران آن نیست، چرا که امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرموده اند: ترک الذنب أیسر من طلب التوبة ترک گناه راحت‌تر از توبه است. (الکلینی، محمد بن یعقوب، اصول الکافی، ج2، ص 451، دار الکتب الإسلامیة، طهران 1365هـ ش. )
هدف ازاین توضیحات مکرر این است که برداشت غلط از تبدیل کبائر به حسنات این توهم را به انسان ندهد که به امید خیر بیشتر، آرزوی گناهان بیشتری را بکند، همچنان که ابو هریره از پیامبراکرم ( ص ) کرد که در قیامت مومن از دیدن تبدیل سیئاتش به حسنات آرزوی گناهان بیشتری بکند در حالی که قیامت نشئه ای نیست که انسان از ارتکاب گناه خوشحال شود، اگر چه همۀ خیرات را هم به او بدهند. با آرزوی موفقیت


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • با سلام
    با توفیق خداوند متعال , وبلاگ "گفته ها و ناگفته های وحی" فعلا در دو موضوع "تفسیر آیات مشکله و علوم قرآنی" افتتاح گردیده است. از پژوهش گران گرامی و مخاطبان عزیز , عاجزانه تقاضا داریم به علت اهمیت موضوع قرآن چنان که مطلبی نیاز مند توضیح رسایی بود , آن را با ایمیل یا ثبت نظر به اطلاع ما برسانند. هم چنین اگر مطلبی نادرست در وبلاگ درج شده باشد، مارا از نادرستی آن آگاه سازید. با تشکر

نویسندگان

  • علی آقاپور(66)