تبلیغات
گفته ها و ناگفته های وحی - ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت سوم )

ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت سوم )

سه شنبه 3 دی 1392 09:27 ق.ظ   نویسنده : علی آقاپور      



مفهوم اصطلاحی نسخ

نسخ نزد پیشینیان مفهومی گسترده تر از مفهوم كنونی داشته است در گذشته هرگونه تغییر در حكم پیشین را نسخ می گفتند، مثلا از ابن عباس روایت شده است که گفت: آیۀ " الشُعَراءُ یتَّبِعُهُم الغاوُونَ "( شعراء، 26/224) منسوخ است به ادامۀ همین آیه، یعنی " إلا الذین آمنوا وعملوا الصالحات .در حالی که آن چه در این آیه آمذه نسخ اصطلاحی نبوده، از مقولۀ استثنا یا تخصیص است( کاشانی، مقدمۀ تفسیر منهج الصادقین، 2/12) هم چنین بعضی ناسخ را به معنی "محکم"تفسیر کرده اند تا "مجمل" را تشریح کند (البیان، ص‏285)..با این تعبیر سرتاسر قرآن پر است از ناسخ و منسوخ.و از این بابت هیچ مشکلی برای قرآن متصوَّر نیست.

اما نسخ مصطلح امروز جای گزین كردن حكم جدید به جای حكم قدیم است، به این معنا كه حكم سابق به كلی منسوخ و حكم ناسخ جای آن را بگیرد.

در اینجا برای روشن شدن بحث، تعاریف اصطلاحی نسخ را به ترتیب تقدم زمانی متذكر می شویم:
1-  ابوبكرجصّاص (م 370 هـ .ق): «بیان مدة الحكم والتلاوه»
2-  قاضی ابوبكرباقلانی(م403 هـ .ق): «هوالخطاب الدال علی ارتفاع الحكم الثابت بالخطاب المتقدم علی وجه لولاه لكان ثابتاً به مع تراخیه منه» نسخ عبارت از خطابی است كه بررفع حكم پیشین ثابت قطعی دلالت نماید، به طوری كه اگر خطاب دوم نبود ،بر‌استمرار و دوام خود استوار می ماند ،مشروط براینكه ناسخ پس از صدور و ثبوت منسوخ، صادر شده باشد.
3- عبدالقاهربغدادی (م429هـ.ق): «انه بیان انتهاء مدة التّعبد»، نسخ عبارت از بیان پایان یافتن مدت عبادت است.
4-  ابوالحسن بصری معتزلی(م436هـ.ق): «ازالة مثل الحكم الثابت بقول منقول عن اللّه أو رسوله‌(ص) أو فعل منقول من رسوله‌(ص) مع تراخیه ،علی وجه لولاه لكان ثابتانسخ عبارت است از ازاله مثل حكم ثابت با‌قولی منقول از خداوند یا رسول خدا‌(ص) یا‌فعلی منقول از رسول خدا‌ (ص) مشروط براینكه دلیل ناسخ متأخّر باشد،به صورتی كه اگردلیل ناسخ نبود دلالت بر ثبوت واستمرارداشت .
5- ابن حزم ظاهری(م 456هـ.ق): «النسخ بیان انتها ءزمان الامرالاول فیما لایتكرر."بیان پایان و نهایت زمان دستور و فرمان اول در موردی است كه دستور قابل تكرار نباشد.

6- مرحوم شیخ‌الطائفه ( 460- ه . ق )می‌نویسد: استعمال این لفظ در معنای اصطلاحی برخلاف معنای لغوی آن است، اگرچه در بین، تشابهی نیز هست چون وقتی می‌گویند حدیث دلالت می‌کند، که حکمی که قبلاً ثابت بود و توسط بعضی، از احادیث، مشروع گشته بود فعلاً زایل و برطرف شده است و چون حکم سابق، قطع نظر در حدیث متأخر ثابت می‌ماند پس حدیث متأخر زایل کننده است. ( ابوالفضل میرمحمدی زرندی، تاریخ و علوم قرآن، انتشارات اسلامی، ص 204)

7- از غزالی (505- ه. ق ) نقل شد که گفته: نسخ، خطابی است که دلالت می‌کند بر انتفاء حکم اول که توسط خطاب اول ثابت شده بود و اگر خطاب متأخر نمی‌آمد ثابت می‌ماند فخر رازی گفته نسخ لفظی است که ظاهر در انتفاء بعضی از شرائط دوام حکم اول است .( ابوالفضل میرمحمدی زرندی، تاریخ و علوم قرآن، انتشارات اسلامی، ص 205)
8- ابن حاجب (م 646 هـ.ق): «رفع الحكم الشرعی، بدلیل شرعی متأخر." 
9-  قاضی بیضاوی (م 675 هـ.ق): «هو بیان انتهاء حكم شرعی، بطریق شرعیِ متراخٍ عنه."
10- عبد‌الوهاب السبكی (م 771 هـ.ق): «انه رفع الحكم الشرعی بخطابِ
11- میرزای قمی (1231 - ه . ق )در قوانین الاصول آورده است: «رفع الحكم الشرعی بدلیلِ شرعی متاخر علی وجه لولاه لكان ثابتا.»( میرزای قمی، قوانین الاصول ج1)

12- زرقانی: (1367 - ه . ق )«رفع الحكم الشرعی بدلیلٍ شرعی.» (مناهل العرفان، 2/176.)
 

13-  آیت اللّه خوئی(1413- ه. ق) در كتاب ارزشمند البیان فی تفسیر القرآن آورده‌اند:

نسخ در اصطلاح خاص علمی و دانشمندان دینی با الهام از معنای لغوی آن عبارت است از برداشتن حکمی از احکام ثابت دینی در اثر سپری شدن وقت و مدت آن، یعنی تغییر یافتن حکم چیزی یا سپری شدن وقت و دوران آن حکم. و اینکه در تعریف نسخ اصطلاحی، کلمه ثابت را اضافه نمودیم به دلیل این است که اگر حکم ثابت نباشد و با تغییر موضوع تغییر پیدا کند نسخ نامیده نمی‌شود، مانند برداشته شدن وجوب روزه ماه رمضان با سپری شدن ماه رمضان که آن را نسخ نمی‌نامند زیرا وجوب روزه همیشگی نیست و موضوع آن ماه رمضان است که با تمام شدن به وجوب روز هم تغییر پیدا می‌کند و مانند تمام شدن وجوب نماز با تمام شدن وقت آن که هیچ یک از اینها نسخ نامیده نمی‌شوند، زیرا در همه این موارد موضوع حکم از میان رفته  است نه خود حکم و برداشته شدن حکم با تغییر موضوع، نه نسخ نامیده می‌شود و نه از نظر امکان وقوع در میان علما و دانشمندان مورد اختلاف و گفتگو می‌باشد. ( آیت‌الله خویی البیان، ناشر دانشگاه آزاد اسلامی ـ واحد خوی، چاپ پنجم، ج 2، ص 469 )

14-آیت الله معرفت نیز در تعریف نسخ می‌فرمایند:
«هو رفع تشریع سابق ‌ـ‌کان یقتضی الدوام حسب ظاهره ‌‌ـ‌ بتشریع لاحق بحیث لایمکن اجتماعهما معاً، إما ذاتاً اذا کان التنافی بینهما بیّناً، او بدلیل خاصّ من اجماع او نصّ صریح.» (معرفت، التمهید فی علوم القرآن،
۲/۲۷۱)
«نسخ عبارت است از برداشتن حکمی که در گذشته بوده ـ که علی الظاهر دائمی بوده ـ، به وسیله یک حکم جدید،‌که به گونه‌ای که هم زمان بودن هر دو حکم ممکن نباشد؛ خواه این عدم امکان به خاطر این باشد که این دو حکم در ذات با هم منافات دارند و یا اینکه دلیل دیگری همچون اجماع یا تصریح شریعت باشد
.

اقسام نسخ

بسیارى از دانشمندان علوم قرآنى، نسخ در قرآن را به سه قسم تقسیم نموده ‏اند:

الف) نسخ تلاوت و حكم

همان‏طور كه از معناى آن پیداست، مدعیان وقوع این قسم از نسخ، معتقدند كه آیه یا آیاتى بوده كه تلاوت آنها همراه با حكمشان نسخ گردیده است. مثالى كه معمولاً در این مورد ذكر كرده‏اند بر اساس روایتى از عایشه است. وى گفته‏ است: از جمله آیات نازل شده بر پیامبر این آیه بود: عَشْرُ رَضَعاتٍ معلوماتٍ یُحَرّمْن (ده مرتبه شیردادن معلوم، باعث حرمت مى‏شود) این آیه با حكمِ پنج ‏بار، نسخ گردید. رسول‏ خدا وفات نمود؛ در حالى كه این آیه در میان مردم قراءت مى‏گردید.(مباحث فى علوم القرآن، مناع القطان ، ص‏256)
جالب این جاست كه در بیان چگونگى از بین رفتن آیه گفته‏ اند: صحیفه‏ اى كه آیه بر آن نوشته شده بود، هنگام فوت رسول خدا، زیر تخت بود و وقتى آنان مشغول دفن رسول خدا بودند، حیوانى داخل شده و آن را خورده است!
باطل بودن این سخنان و بطلان قول به نسخ در این قسم به قدرى روشن است كه نیازى به ابطال از سوى شیعه ندارد. آن‏چه نقل شده است، خبر واحدى است كه خواسته‏ اند با آن، وجود آیه‏ اى را كه كسى از آن خبر نداشته اثبات كنند، آن‏گاه با همان خبر، نسخ آن را نیز ثابت نمایند. محققان اهل سنت خود به انكار این قسم پرداخته‏ اند.
صبحى صالح پذیرش این قسم را مولودِ عشق و شیفتگى طرفداران كثرت نسخ در قرآن دانسته كه با جرأت شگفتى چنین ادعایى نموده ‏اند.
این قسم از نسخ مستلزم وقوع تحریف در قرآن نیز خواهد بود.

ب) نسخ تلاوت بدون حكم

منظور این است كه لفظ آیه ‏اى، نسخ و از متن قرآن حذف شده است؛ ولى حكمى كه با آن آیه نازل شده است، هم‏چنان ادامه دارد و بدان عمل مى‏شود. كسانى كه چنین نسخى را معتقدند، مى‏گویند: در سوره نور آیه رجم (الشیخ والشیخة اذا زَنیا فارجموهما البتة، نكالاً من اللَّه...) وجود داشته، سپس تلاوت آن نسخ گردید، ولى حكم رجم پیرمرد و پیرزن زناكار، هم‏چنان باقى است.
در نقل دیگرى این آیه را از آیات سوره احزاب، كه آیاتش برابر آیات سوره بقره بوده است، دانسته ‏اند.
به ‏عقیده شیعه، این‏ قسم از نسخ نیز، همانند قسم ‏اول، ممنوع و در قرآن اتفاق نیفتاده ‏است. آن‏چه در این باره نقل گردیده است، اولاً، از یك یا دو نمونه بیشتر نیست، و همین موارد نیز اخبار آحادى هستند كه درباره قرآن - كه ثبوتش با تواتر ونسخ آن نیز با تواتر باید باشد- كاربردى نداشته از اعتبار ساقطند. آیةاللَّه خوئى دراین ‏باره مى‏گوید:
نسخِ امر مهمى چون آیه قرآن، اگر واقع شده باشد، نقل آن شیوع پیدا مى‏ نمود و دلیل روشن بر كذب راوى همین است كه دیگران آن را نقل نكرده‏ اند.( الاتقان، ج‏2، ص‏706.)
التزام به چنین نسخى به معناى التزام به تحریفِ قرآن است كه هیچ مسلمانى آن را قبول ندارد.

ج) نسخ حكم بدون تلاوت

این قسم، تنها قسمى است كه نسخ در آن واقع شده است. مؤلّفانى كه درباره ناسخ و منسوخ و بررسى آیات آن كتاب نوشته ‏اند، همگى در این قسم كوشیده ‏اند( . الاتقان، ج‏2، ص‏701؛ مناهل العرفان، ج‏2، ص‏237.)
 
در این قسم، سه نوع نسخ مورد بحث قرار گرفته است:
الف) نسخ قرآن به قرآن.
ب) نسخ قرآن به خبر متواتر.
ج) نسخ قرآن به خبر واحد.
در مورد نوع اول بحثى وجود ندارد.
در مورد نوع دوم دانشمندان اختلاف‏ نظر دارند. بعضى قائل به جواز و برخى دیگر قائل به منع شده ‏اند. تجویزكنندگان نیز خود به دو گروه تقسیم شده‏ اندآنان‏كه قائل به وقوع چنین نسخى هستند، و آنان‏كه مى‏گویند جایز است ولى واقع نشده است.
قائلان به جواز چنین استدلال كرده‏ اند كه نسخ قرآن به سنت، نه بالذات و نه بالغیر، محال نیست. ذاتاً كه روشن است. استحاله بالغیر نیز ندارد چون، همان‏گونه كه قرآن وحىِ الهى است، سنّت نیز وحى از جانب خداست. خداوند خود فرموده ‏است: وَما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ الاّ وَحْىٌ یُوحى( مناهل العرفان، ج‏2، ص‏244.)

زرقانى به دنبال این بحث چنین نتیجه ‏گیرى مى ‏كند: نسخ قرآن به سنّت مانع عقلى و شرعى ندارد؛ منتها چنین نسخى واقع نشده ‏است و دلیل كسانى كه قائل به وقوعند تمام نیست.( البیان، ص‏286.)
آیةاللَّه خوئى در این مورد معتقدند:
حكم ثابت به وسیله قرآن، با سنّت متواتر یا با اجماع قطعى، كه كاشف از صدور نسخ از معصوم باشد، نسخ می ‏گردد. این نوع نسخ، اشكال عقلى و نقلى ندارد. بنابراین اگر در موردى ثابت شد، قبول مى‏كنیم والاّ ملتزم به نسخ نخواهیم شد.( البیان، ص 286.)
بنابر نظر مشهور، سنت متواتر و قطعی می تواند ناسخ آیه باشد، ولی با خبر واحد و امثال آن نمی توان آیه ای از قرآن را نسخ نمود.
البته مرحوم علامه طباطبایی(ره) در این زمینه می گویند: اصلا نسخ قرآن به وسیله حدیث معنا ندارد.( ترجمه تفسیر المیزان، ج 15، ص 16.)
امّا نوع سوم، یعنى نسخ قرآن به خبر واحد، چون یكى از شرایطِ دلیل ناسخ، همسنگ‏ بودن با دلیل منسوخ است، چنین نسخى ممكن نیست.

یک نوع اعتقاد به نسخ هم وجود دارد که  دین سابق به وسیلۀ دین لاحق نسخ بشود.

این نوع از نسخ از تفسیر آیۀ نسخ "مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللّهَ عَلَىَ كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ ( بقره-106)"

برداشت می شود: در آیۀ نسخ با توجه به این که معنی کلمۀ "آیه" را چگونه معنی کنیم، معانی مختلفی برای نسخ به دست می آید:

اگر در این آیۀ مبارکه "آیه" را ناظر به آیات و احکام تورات و انجیل و شرایع پیشین و ما قبل اسلام تفسیر و تاویل کنیم تفسیرآیه این طور خواهد شد که خداوند سبحان یک آیۀ حکمیه را نسخ نمی کند مگر این که آیۀ حکمیه مقرر فرماید که مدلول تورات و انجیل را باطل گرداندکه آن آیه در در مصلحت برتر و بالاتر از حکم اولی و از لحاظ مقبولیت عامه مثل و نظیر آن باشد.

ادامه دارد...

 

 


برچسب ها: مفهوم اصطلاحی نسخ ، اقسام نسخ ، نسخ قرآن به قرآن ، نسخ قرآن به خبر واحد ، نسخ قرآن به حدیث متواتر ، نسخ تلاوت وحکم ، نسخ تلاوت بدون حکم ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 12:16 ق.ظ
دیدگاه ها ()
شنبه 10 تیر 1396 06:00 ب.ظ
I'm very happy to read this. This is the type of manual that needs to be given and not the random misinformation that is at
the other blogs. Appreciate your sharing this best doc.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • با سلام
    با توفیق خداوند متعال , وبلاگ "گفته ها و ناگفته های وحی" فعلا در دو موضوع "تفسیر آیات مشکله و علوم قرآنی" افتتاح گردیده است. از پژوهش گران گرامی و مخاطبان عزیز , عاجزانه تقاضا داریم به علت اهمیت موضوع قرآن چنان که مطلبی نیاز مند توضیح رسایی بود , آن را با ایمیل یا ثبت نظر به اطلاع ما برسانند. هم چنین اگر مطلبی نادرست در وبلاگ درج شده باشد، مارا از نادرستی آن آگاه سازید. با تشکر

نویسندگان

  • علی آقاپور(66)