تبلیغات
گفته ها و ناگفته های وحی - ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت چهارم)

ناسخ و منسوخ در قرآن از نگاهی متفاوت (قسمت چهارم)

چهارشنبه 4 دی 1392 08:08 ق.ظ   نویسنده : علی آقاپور      



وحی بیانی محلل ناسخ و منسوخ در قرآن


علامه سید مرتضی عسکری

در قسمت قبل گفته شد که  از انواع نسخ فقط نسخ حکم و ابقای قرائت آیه مورد قبول می تواند باشد .

کسانی که بر این نوع  از نسخ معتقدند به قرار زیر می باشند:

سیوطى بر آن است كه 19 مورد نسخ صریح در قرآن مجید وارد شده است . ( تـرجـمـه اتـقـان , نـوع چـهل و هفتم , 2/69 به بعد ) زرقانى 22 آیه مشهور به منسوخه بودن را مشروحا یاد كرده و توضیح داده است . ( مناهل العرفان , 2/151 ـ 165 ) و ابوبکر نحاس در کتاب الناسخ و المنسوخ 138 آیه  را نام برده و آیة الله خویی از 138 آیه 36 آیه را انتخاب وفقط 1 آیه را پذیرفته(البیان، ص380-373 ) آیة الله طباطبایی 5آیه (المیزان، ج1، ص257 ) و آیت الله هادی معرفت: 8 آیه را به عنوان نسخ در قرآن پذیرفته اند.( التمهید ،ج 2،ص316-300) اما ایشان بعدها معتقد شدند که در قرآن هیچ آیه منسوخی وجود ندارد،( معرفت، مجله بینات، ش 44)

اما تعدادی از علمای شیعه و سنی وجود دارند که اعتقادی به نسخ از نوع نسخ حکم و ابقای قرائت ندارند، و هر کدام از آن ها دلیلی برای گفتۀ خود دارند که در بررسی مشروح آیات ناسخ و منسوخ بیبشتر توضیح داده خواهد شد،اما به طور کلی کسانی که با نسخ  حکم و بقای لفظ آیه در قرآن مخالفند دلایلی را مطرح می کنند.


دلایل بطلان نسخ

1.           قرآن کتابی آسمانی است که: " لَا یَأْتِیهِ الْبَاطِلُ مِن بَیْنِ یَدَیْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِیلٌ مِّنْ حَکیمٍ حَمِیدٍ": این قرآن کتابى است قطعا شکست ناپذیر. که هیچ گونه باطلى ، نه از پیش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نمى آید؛ چرا که از سوى خداوند حکیم و شایسته ستایش ، نازل شده است .( ( فصلت 42) اگر مشتمل شود که حکم و معنی باطل و لفظ باقی بماند، این مبنا درست در نمی اید.

2.           قرآن حجت تامه و هدایت عامه است، اگر به فرض در این آیاتی باشد که موجب اقتدا و اهتدا نشود، تام نمی تواند باشد و منافی هدایت خواهد بود.

3.           اگر حکم و معنا باطل شود و لفظ باقی بماند، این باقی ماندن لغو بود و موجب مفسده و مستلزم ابهام مردم خواهد بود وشان قرآن از این نواقص اجل است.

4.           اگر لفظ باقی به ماند و حکم و معنی باطل شود، در این خلود و ابقاء نمی تواند باشد.

5.           اگر حکم و معنی باطل شده و لفظ باقی به ماند این که می فرماید: "لا ریب فیهِ " در چنین صورتی این آیات موجب کثرت ارتیاب  و به شک افتادن مردم می شود.

6.           در چنین صورتی در آن آیات، نمی تواند جذبۀ روحانی باشد.

7.           چنین صورتی با حکمت الهیه و عصمت نبوی منافی و مباین است.

البته اصل بحث ناسخ و منسوخ یک بحث قرآنی است: «مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ أَوْ نُنسِهَا نَأْتِ بِخَیْرٍ مِّنْهَا أَوْ مِثْلِهَا (بقره-106)، بنابراین هیچ مسلمانی که ملتزم و متعهد به قرآن است اصل ناسخ و منسوخ را انکار نمی­کند، یعنی نمی­تواند انکار کند. منتهی آنچه که مهم است تفسیر صحیح بحث نسخ است. اکثر عالمان اسلامی از قدیم تا به امروز در«مَا نَنسَخْ مِنْ آیَةٍ»، «آیه» را عبارت از آیه­ ای از آیات قرآن می­دانند که حاوی حکمی از احکام شرعی باشد. لذا معمولاً بحث نسخ را در حوزۀ احکام و مسائل شرعی می­برند و می­گویند گاهی حکمی موقتی جعل می­شد (اگر چه مخاطبان آن، موقتی بودن آن را درک نکرده و آن را حکمی دائمی تصور می­کردند)، ولی بعد از مدتی که زمان آن حکم - که خداوند به آن واقف است - به سر می­آمد، حکم بعدی به عنوان ناسخ نازل می­شد.

در کنار این نظر که نظر عموم عالمان شیعه و سنی است، تفسیرهای دیگری هم در مورد آیۀ نسخ وجود دارد. مثلاً بعضی­ ها «آیه» را به معنای شریعت گرفته­ اند. در این جا نسخ شریعتی به وسیلۀ شریعت دیگر اتفاق می­افتدیعنی شریعت موسی علیه السلام با آمدن شریعت عیسی علیه السلام منسوخ شد، و شریعت عیسی علیه السلام با آمدن شریعت محمدی(صلی الله علیه و آله)؛ و این خداوند است که تواناست بر این که گاهی دینی را جایگزیندین دیگر بکند.

 علامه عسکری (ره) معتقدند که ناسخ و منسوخ فراتر از نسخ شرایع، دامن احکام را هم می­تواند بگیرد؛ منسوخ، ریشه در وحی بیانی و ناسخ، ریشه در قرآن دارد.

وحی بیانی و وحی قرآنی

سرتاسر زندگی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و اله و سلم پر است از وحی و الهام که قسمتی از این وحی در قالب قرآن بوده و قسمتی در قالب احادیث قدسی و در مابقی زمان ها هم آن حضرت در خواب و بیداری با خدا ارتباط داشتند و دائم الحضور بودند و حتی از کودکی تحت تربیت پروردگار خود بودند و آن بزرگوار در رابطۀ خود با پروردگارش فرمودند: "ادبنی ربی فاحسن تادیبی": پروردگارم مرا تربیت نمود وچه خوب تربیت نمود( میزان الحكمه، ج 1، ص 78.)

در قرآن آیاتی وجود دارد که موضوعاتی را مطرح می کند که آن موضوع سابقه داشته در حالی که به سابقه آن در قرآن اشاره ای نشده است و این نشانگر آن است که خداوند آن موضوع را غیر از وحی قرآنی به آن حضرت مشخص کرده است.

  به عنوان مثال آیات تغییر قبله، که ناسخ قبله از مسجد الاقصی به مسجد الحرام است. ولی ما در قرآن آیه و حکمی نداریم دال بر اینکه به سمت بیت المقدس نماز بخوانید. حال سؤال اینجاست که آیا مسلمانان بی مبنا به سمت بیت المقدس نماز می­خواندند؟! قاعدتاً نه، آن­ها به دستور پیامبر(ص) این کار را انجام می­دادندچون پیامبر(ص) اختیار تشریع دارد و صاحب شریعت است. بنابراین آن حکم، حکمی دینی بوده با تعیین پیامبر(ص)، که "وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى" ( نجم - 3 ) اما ناسخ آن در قالب آیه ای از آیات قرآن آمده است.

]علامۀ بزرگوار سیّد مرتضی عسكری در جلد دوم «القرآن الكریم و روایات المدرستین» ضمن بحث مفصلی در مسألۀنسخ با بیان قواعد و اصول علمی، ما را به نگاهی جدید در مبحث نسخ رهنمون می‌سازند. 
در واقع ایشان به دور از هر توجهی و تأثیری از تقسیم بندی‌های مختلف در مسأله نسخ، ضمن رد مقامی انواع نسخ در قرآن كریم، تصریح می‌كنند كه در قرآن حتی یك آیۀ منسوخه نیز وجود ندارد و بدین وسیله ساحت مقدس این كتاب آسمانی را از هر شبهه و خللی مصون می‌دارند
اینك برای روشن شدن این ادّعا به بیان نموداری مختصر از كیفیت بحث ایشان در كتاب «القرآن الكریم» می‌پردازیم: ایشان در ابتدا به معنای نسخ در لغت و اصطلاح پرداخته‌اند كه نسخ در لغت: از بین بردن چیزی با چیز دیگری است كه در پی آن می‌آید و در اصطلاح اسلامی: نسخ احكام در شریعتی به وسیله احكام در شریعت دیگر و همچنین از بین بردن حكم موقت در شریعت خاتم به وسیله حكم ابدی در آن شریعت مانند نسخ حكم توارث میان مهاجر و انصار در مدینه قبل از فتح مكه به وسیله حكم توارث ذی‌الارحام بعد از فتح مكه
سپس به بیان انواع نسخ قرآنی در مكتب خلفا پرداخته و ضمن ردّ همه انواع آن تصریح می‌كنند كه
واقعیت این بوده است كه خداوند سبحان، حكم موقتی را با وحی غیر قرآنی بر پیامبرش نازل می‌فرموده و مسلمانان به آن عمل می‌كردند و بعد از تمام شدن مدت آن، خداوند، آن را با وحی غیر قرآنی دیگری نسخ می‌فرمود یعنی ایشان را از منقضی شدن مدت حكم آگاه می‌كرد، سپس خداوند در وحی قرآنی خبر آن حكم و نسخ آن را اعلام می‌فرمود و جایز است در یك مورد یا بیشتر بگوییم كه حكم موقت بعد از اینكه با وحی غیر قرآنی نازل می‌شد و مسلمانان به آن عمل می‌كردند، بیان اینكه آن حكمِ موقت نسخ شده، یكباره در قرآن نازل می‌گردیدبنابراین در قرآن یك آیۀ منسوخه هم نیست.
البته اینكه آیاتی از قرآن بیانگر وحی غیر قرآنیِ‌سابق بر پیامبر(ص) باشد یعنی امری در وحی غیر قرآنی بر پیامبر(ص) نازل شده و بعد از مدتی آن وحی را خداوند متعال همراه با حوادث پیرامونش در وحی قرآنی بیان فرموده باشد، در سیرۀ پیامبر(ص) موارد متعدد داشته است كه بطور مثال به داستان ازدواج زینب همسر پسر خوانده پیامبر(ص) (زید) با پیامبر(ص) به امر الهی، اشاره می‌كنیم:‌
بعد از ازدواج زینب دختر عمه پیامبر(ص) با زید پسر خوانده پیامبر(ص) به دستور پیامبر(ص)، به دلیل برتری جویی‌های زینب بر زید، زید به رسول خدا(صشكوه كرده و سعی داشت او را طلاق گوید. خداوند نیز چنین خواسته بود كه زینب پس از زید به ازدواج پیامبر(ص) در آید تا بدین وسیله پسر خواندگی را در میان مسلمانان الغا نماید و این امر را با وحی غیر قرآنی پس از شكایت زید از بد رفتاری همسرش به اطلاع پیامبر(ص) رسانده بود، اما رسول خدا(ص) از آن می‌ترسید كه مردم بگویند با زن پسر خود ازدواج كرده است. بنابراین خبر وحی را در جان خود مخفی می‌داشت و خداوند در این باره مجموعه? آیات 37 تا 40 سوره? احزاب را بر پیامبر(ص) نازل كرد و از واقعه خبر داد و حكم پسر خواندگی در شریعت اسلام را بیان داشت.
در این مجموعه آیات، آیۀ ذیل بیانگر وحی غیر قرآنی و جریان مخفی كردن آن توسط پیامبر(ص) می‌باشد: " وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِی أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِ أَمْسِكْ عَلَیْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِی فِی نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِیهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ فَلَمَّا قَضى‏ زَیْدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناكَها لِكَیْ لا یَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ حَرَجٌ فِی أَزْواجِ أَدْعِیائِهِمْ إِذا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَراً وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولاً (احزاب- 37): " و هنگامی که به آن شخص که خدا به او نعمت [ اسلام ] بخشیده بود ، و تو هم [ با آزاد کردنش از طوق بردگی ] به او احسان کرده بودی ، می گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را( چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقه او )پنهان می داشتی که خدا آشکار کننده آن بود [ تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسر خوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد ] و ( برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسر خوانده )از مردم می ترسیدی و در حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی ، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد [ و او را طلاق داد ] وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند سختی و حرجی نباشد و همواره فرمان خدا شدنی است. "
این که بسیاری از احكام، ابتدا با وحی غیر قرآنی بر پیامبر(ص) نازل می‌شد و بعد از عمل مسلمانان، آیۀ قرآن، اتمام مدت آن حكم را بیان می‌داشت، در این خصوص به مطلب سیوطی در «الاتقان فی علوم القرآن» تحت عنوان «آنچه نزولش از حكمش متأخر است» استدلال شده است[. (تلخیصی از مقالۀ تحت عنوان بررسی چند دیدگاه درباره نسخ نیکو دیالمه به نقل از : http://www.maarefquran.org/index.php/page,viewArticle/LinkID,8770 )

                                       ادامه دارد...

 


برچسب ها: علامه عسکری ، دلایل بطلان نسخ ، القرآن الكریم و روایات المدرستین ، وحی بیانی و وحی قرآنی ،
دنبالک ها: بررسی چند ددگاه در باره نسخ- نیکو دیالمه ، مصاحبه با حسین شریف عسکری در باره علامه عسکری ، وحی قرآنی و وحی بیانی -احمد عابدی ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 فروردین 1393 12:14 ق.ظ
دیدگاه ها ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

درباره وبلاگ


  • با سلام
    با توفیق خداوند متعال , وبلاگ "گفته ها و ناگفته های وحی" فعلا در دو موضوع "تفسیر آیات مشکله و علوم قرآنی" افتتاح گردیده است. از پژوهش گران گرامی و مخاطبان عزیز , عاجزانه تقاضا داریم به علت اهمیت موضوع قرآن چنان که مطلبی نیاز مند توضیح رسایی بود , آن را با ایمیل یا ثبت نظر به اطلاع ما برسانند. هم چنین اگر مطلبی نادرست در وبلاگ درج شده باشد، مارا از نادرستی آن آگاه سازید. با تشکر

نویسندگان

  • علی آقاپور(66)